hambergermenu

داستان سگی بر لب جوی استخوانی یافت را به زبان ساده بازنویسی کنید

داستان سگی بر لب جوی استخوانی یافت را بخوانید و به زبان ساده بازنویسی کنید

✅ مشاهده پاسخ حکایت سگی بر لب جوی استخوانی یافت را بخوانید و به زبان ساده بازنویسی کنید

روزی، سگی به قصد آب خوردن به سوی جوی آب رفت . کنار جوی آب استخوانی دید . به محض اینکه استخوان را در دهان گرفت انعکاس تصویر خود و استخوان را در آب دید. تصور کرد که سگ دیگری استخوان بر دهان گرفته است. دهانش را از روی طمع کاری باز کرد تا آن استخوان دیگر را هم به دست بیاورد ؛ اما وقتی که دهانش را باز کرد همان استخوان خودش هم به درون آب افتاد.

دسته بندی :

هم اکنون دیگران می خوانند

سینا منصوری

فعال در حوزه سئو و علاقمند به مجله اینترنتی

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *