سوالات متن درس اول فلسفه دوازدهم انسانی ❤️ [ گام به گام درس ۱ + جواب ]
سوالات متن درس چهارم فلسفه دوازدهم انسانی ❤️ [ گام به گام درس ۴ + جواب ]

جواب سوالات متن درس چهارم فلسفه دوازدهم انسانی را در ادامه برای شما عزیزان قرار دادیم.
دقیق و درست ترین جواب ها را در ادامه می توانید ببینید.
گام به گام سوالات متن درس چهارم فلسفه دوازدهم انسانی در ادامه مطلب وجود دارد.
با بخش آموزش از مجله اینترنتی باحال مگ همراه باشید.

پاسخ سوالات متن درس چهارم فلسفه دوازدهم انسانی
بهترین جواب ها برای سوالات متن درس چهارم فلسفه دوازدهم انسانی :
۱) نظر دموکریتوس درباره ماده اولیه تشکیل دهنده جهان و نحوه پیدایش عناصر و اشیاء فعلی در جهان را بنویسید.
پاسخ: به نظر او ماده اولیه تشکیل دهنده جهان اتم ها و ذرات ریز تجزیه ناپذیر و غیر قابل تقسیمی هستند که در فضای غیرمتناهی پراکنده بوده و به شکلی سرگردان حرکت میکردهاند و برخوردهای اتفاقی، ذراتی که هماندازه و همشکل بودهاند گردهم آمده و عناصر اصلی عالم طبیعت را تشکیل دادهاند؛ یعنی برخورد اتفاقی این ذرّات سرگردان سبب پیدایش عناصر و اشیاء فعلی در جهان شده است.
۲) نظریه مه بانگ (بیگ بنگ) را تعریف کنید.
پاسخ: بر اساس این نظریه جهان کنونی و میلیاردها کهکشان بر اثر یک انفجار بزرگ آغاز شده و به تدریج گسترش یافته است.
۳) لازمه و نتیجه هر یک از اصول زیر چیست؟
پاسخ: اصل علیت: ارتباط و پیوستگی میان هر شیء و منشا آن
اصل وجوب بخشی علت و معلول: تخلف ناپذیری و حتمیت در نظام هستی
اصل سنخیت میان علت و معلول: نظم و قانون مندی های معین میان دسته های مختلف پدیده ها
۴) چهار معنی «اتفاق» را ذکر کنید و با مثال توضیح دهید.
پاسخ: معنای اوّل اتفاق این است که میان پدیدهها و علل آنها رابطهٔ ضروری وجود ندارد؛ مثلاً چه بسا همهٔ عوامل پیدایش باران موجود باشد، اما باران نبارد و چه بسا بدون وجود ابر و بدون هیچ علتی، خودبهخود باران ببارد.
معنای دوم اتفاق این است که سنخیتی میان اشیا و آثار آنها نیست. چه بسا که از یک پدیده اثری ظاهر شود که هیچ ربطی به آن ندارد؛ مثلاً حرارت سبب یخ بستن آب و آفتاب سبب تاریکی شود.
معنای سوم اتفاق، نبودن غایت و هدف خاص در حرکات و نظم جهان است؛ بدین معنا که این حرکات و نظامها به سمت غایت و هدف معینی به پیش نمیروند.
معنای چهارم اتفاق عبارت است از رخ دادن حوادث پیشبینی نشده. بهطور مثال، شخصی برای خرید به فروشگاهی مراجعه میکند و دوست خود را هم در آن فروشگاه میبیند، بدون اینکه قبلاً از آمدن دوست خبر داشته باشد و آن را پیشبینی کرده باشد.
۵) انواع علت را نام برده و با مثال تعریف کنید.
پاسخ: علت تامه: هر گاه وجود تنها یک علت پیدایش معلول شود آن علت را تامه می نامند برای مثال آفتاب علت روشنایی است.
علت ناقصه؛ در مواردی که یک معلول یا پدیده از مجموعه ای از عوامل و علت ها پدید می آید به هر یک از آن عوامل، علت ناقصه گفته می شود. برای مثال برای نوشتن روی کاغذ، وجود قلم،انسان، کاغذ و اراده انسان و … برای نوشتن باید باشد هر یک از این عوامل علت ناقصه هستند و مجموعه عوامل علت تامه می باشند.
۶) پذیرش اتفاق به معنی دوم (نفی سنخیت) چه تاثیری در اندیشه و سبک زندگی یک فرد دارد؟ (انکار اصل سنخیت چه آثار و نتایجی به دنبال دارد؟)
پاسخ: الف) پذیرش این معنای اتفاق نفی سنخیت و تناسب علت و معلول را به دنبال دارد، اگر کسی واقعا اصل سنخیت را انکار کند و پدید آمدن هر چیزی را از هر چیزی ممکن بداند به هیچ کاری دست نخواهد زد مثلا نمی تواند برای رفع تشنگی آب بنوشد زیرا رابطه ای میان آب و رفع تشنگی مشاهده نمی کند.
ب) علاوه بر این چنین فردی نمی تواند نظم و هماهنگی موجود در طبیعت را تبیین کند و حتی نمی تواند دانشمندان را به کشف علل طبیعی پدیده ها تشویق کند.
ج) در حقیقت انکار اصل سنخیت بی اعتباری و بی اعتنایی به همه علوم است و متناقض با هستی نظام مند و قانونمند است.
۷) پذیرش اتفاق به معنی سوم یعنی نفی غایتمندی جهان چه تاثیری در تفکر و سبک زندگی یک فرد دارد؟
پاسخ: پذیرفتن این معنای اتفاق، معمولاً نفی «علت نخستین» و «آفریننده» را بهدنبال دارد، زیرا غایتمند بودن جهان بدان معناست که مجموعۀ حوادثی که در جهان رخ میدهد، هدف و غایت معیّن و از پیش تعیین شده را دنبال میکند و قبول این غایتمندی فقط با قبول علت نخستین و عله العلل، یعنی قبول آفریننده امکان پذیر است. پس اگر کسی نظم و غایتمندی جهان را نپذیرد خدا را نپذیرفته است.
۸) کدام دسته از فلاسفه اتفاق به معنای نفی غایتمندی را قبول ندارند؟ توضیح دهید.
پاسخ: آن دسته از فلاسفه که برای جهان علت نخستین و آفریننده را اثبات میکنند، معتقدند که این نوع اتفاق هم مانند دو معنای اوّل امکانپذیر نیست و همه حوادث جهان از ابتدا تاکنون و در آینده در جهت یک هدف و غایت از پیش تعیین شده قرار دارند. به عبارت دیگر: جهانی که ما در آن زندگی میکنیم، به سوی کمال خود در حرکت است و مرحله به مرحله کاملتر میشود.
۹) کدام دسته از فیلسوفان اتفاق به معنای نفی غایتمندی جهان را قبول دارند؟
پاسخ: آن دسته از فیلسوفان که به خداوند وعلت نخستین برای جهان معتقد نیستند، غایتمندی زنجیره حوادث را نیز انکار میکنند و حتی وجود فرایندهای تکاملی در جهان را امری اتفاقی به حساب میآورند که از پیش تعیین شده نبوده است.
۱۰) تنها معنای صحیح اتفاق کدام است؟ چرا؟
پاسخ: اتفاق به معنی چهار یعنی رخ دادن حوادث پیش بینی نشده، زیرا با هیچ یک از اصول و لوازم علیت مخالف نیست بنابراین کاربرد درستی دارد و مربوط به علم ناقص و محدود ما نیست به حوادث پیرامونی است.
۱۱) آیا کسی وجود دارد که معنای اول اتفاق یعنی نفی ضرورت و وجوب بخشی علت به معلول را پذیرفته باشد؟
پاسخ: خیر – هیچ فیلسوفی موافق این معنا نیست.
۱۲) چرا گاهی برخی از مردم گمان می کنند رابطه ضرورت میان علت و معلول برقرار نیست؟
پاسخ: زیرا آنان از تمام اجزای علت آگاه نیستند یعنی ممکن است علت ناقص باشد و مجموعه عوامل لازم برای پدید آمدن معلول کافی نباشد.
۱۳) کدام گروه از فلاسفه اتفاق به معنای سوم یعنی نفی سنخیت را قبول ندارند؟
پاسخ: هیچ کدام از فلاسفه اسلامی از جمله ملاصدرا، طباطبایی و ابن سینا و برخی فیلسوفان اروپایی این معنا را قبول ندارند.
۱۴) اشعار زیر کدام یک از معانی اتفاق را در می کنند؟
الف) گندم ز گندم بروید جو ز جو
ب) از جمادی مردم و نامی شدم / وز نما مردم به حیوان بر زدم
پاسخ: الف) نفی سنخیت
ب) نفی غایتمندی
اهمیت درس فلسفه
موضوع علم فلسفه علیا (متافیزیک یا الهیات) در اصل (وجود) صرف و عوارض و حالات مختلف آن است و به جهان از منظر وجودی واحد و پیوسته می نگرد.
فلسفه علیا از این جهت که عام ترین و کامل ترین موضوع را دارد از علوم دیگر جامع تر است و به دلیل بهره گیری از روش استدلال و برهان از علوم دیگر یقینی تر می باشد.
در علم فلسفه به پرسشهای کلی مربوط به عقل، مبدا پیدایش دنیا ، نظام خلقت ، ماهیت ها ، وجودیت، دانش، ارزشها، ذهن و زبان پاسخ داده می شود.
چنین سوالاتی اغلب به عنوان مشکلاتی مطرح میشوند که باید مورد مطالعه قرار گیرند یا حل شوند.
هرچند قبل از سقراط متفکرانی دیگر وجود داشته اند اما کلمه فلسفه اولین بار توسط سقراط مورد استفاده قرار گرفت. در زمان او عده ای که خود را سوفیست (به معنای دانشمند) می نامیدند ادراک انسان را ملاک حقیقت و واقعیت می دانستند و مغالطه به کار می بردند.
سقراط برای احتراز از همردیف شدن با سوفیست ها نام (فیلوسوفیا) را که به معنای آن اشاره شد ، برای خود برگزید که بعد ها کم کم فلسفه به معنای علم به کار رفت و سفسطه ( مصدر به معنای سوفیست گری) بر مغالطه کاری اطلاق گردید.
شش روش مطالعه
خواندن بدون نوشتن خط کشیدن زیرنکات مهم حاشیه نویسی خلاصه نویسی کلید برداری خلاقیت و طرح شبکه ای مغز
1-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآیندی فعال و پویا است وبرای نیل به این هدف باید از تمام حواس خود برای درک صحیح مطالب استفاده کرد. باید با چشمان خود مطالب را خواند، باید در زمان مورد نیاز مطالب را بلند بلند ادا کرد و نکات مهم را یادداشت کرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگیر شده و حضوری فعال و همه جانبه در یادگیری داشت و هم در هنگام مورد نیاز ، خصوصا” قبل از امتحان ، بتوان از روی نوشته ها مرور کرد و خیلی سریع مطالب مهم را مجددا” به خاطر سپرد .
2- خط کشیدن زیر نکات مهم :این روش شاید نسبت به روش قبلی بهتر است ولی روش کاملی برای مطالعه نیست چرا که در این روش بعضی از افراد بجای آنکه تمرکز و توجه بروی یادگیری و درک مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط کشیدن زیر نکات مهم می گردد .حداقل روش صحیح خط کشیدن زیر نکات مهم به این صورت است که ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را کاملا” درک کنند و سپس زیر نکات مهم خط بکشند نه آنکه در کتاب بدنبال نکات مهم بگردند تا زیر آن را خط بکشند .
3- حاشیه نویسی :این روش نسبت بدو روش قبلی بهتر است ولی بازهم روشی کامل برای درک عمیق مطالب و خواندن کتب درسی نیست ولی می تواند برای یادگیری مطالبی که از اهمیتی چندان برخوردار نیستند مورد استفاده قرار گیرد.
4- خلاصه نویسی : در این روش شما مطالب را میخوانید و آنچه را که درک کرده اید بصورت خلاصه بروی دفتری یادداشت می کنید که این روش برای مطالعه مناسب است و از روشهای قبلی بهتر می باشد چرا که در این روش ابتدا مطالب را درک کرده سپس آنها را یادداشت می کنید اما بازهم بهترین روش برای خواندن نیست .
5- کلید برداری :کلید برداری روشی بسیار مناسب برای خواندن و نوشتن نکات مهم است . در این روش شما بعد از درک مطالب ، بصورت کلیدی نکات مهم را یادداشت می کنید و در واقع کلمه کلیدی کوتاهترین، راحتترین ،بهترین وپرمعنی ترین کلمه ای است که با دیدن آن، مفهوم جمله تداعی شده و به خاطر آورده می شود .
6- خلاقیت و طرح شبکه ای مغز: این روش بهترین شیوه برای یادگیری خصوصا” فراگیری مطالب درسی است .در این روش شما مطالب را میخوانید بعد از درک حقیقی آنها نکات مهم را به زبان خودتان و بصورت کلیدی یادداشت می کنید و سپس کلمات کلیدی را بروی طرح شبکه ای مغز می نویسد ( در واقع نوشته های خود را به بهترین شکل ممکن سازماندهی می کنید و نکات اصلی و فرعی را مشخص می کنید)تا در دفعات بعد به جای دوباره خوانی کتاب ، فقط به طرح شبکه ای مراجعه کرده وبا دیدن کلمات کلیدی نوشته شده بروی طرح شبکه ای مغز ، آنها را خیلی سریع مرور کنید . این روش درصد موفقیت تحصیلی شما را تا حدود بسیار زیادی افزایش میدهد و درس خواندن را بسیار آسان می کند. و بازده مطالعه را افزایش میدهد.
رشته انسانی برای چه افرادی مناسب است؟
نکته اول این است که رشته انسانی زمینههای شغلی گستردهای دارد و ممکن است ما این رشته را فقط با حقوق یا قضاوت یا شغل معلمی بشناسیم اما اصلا به این صورت نیست و در رشته انسانی تعداد زیادی از رشتههای دیگر هم وجود دارد؛
اما اگر فردی هستید که از به عملیاتهای محاسباتی که در رشته ریاضی فیزیک است علاقه ندارید و یا با رشتههای پزشکی و پیراپزشکی هم نمیتوانید ارتباط برقرار کنید، میتوان گفت که رشته انسانی ممکن است همان رشتهای باشد که بهدنبال آن هستید. حتی در مقطع دبیرستان هم رشتههای انسانی، تعدادی از دروس دردسر ساز برای دانشآموزان مانند فیزیک و شیمی را ندارد و از این حیث افرادی که به این دروس علاقه ندارند خیالشان راحت است. اما از طرف دیگر دروس تخصصی این رشته هم به چشم میخورد که باید با آنها دست و پنجه نرم کنید؛ اما در کل نگران نباشید با اندکی تمرین و تلاش به سادگی میتوانید با دروس این رشته ارتباط برقرار کنید.
نکته بعدی هم شانس قبولی در رشته انسانی است که نسبت به رشته تجربی بالاتر است. با توجه به اینکه در حال حاضر تعداد شرکت کنندگان کنکور در رشته انسانی حدود یک سوم رشته تجربی است، شانس قبولی در انسانی بالاتر از رشته تجربی است و همین میتواند یک نکته مثبت برای داوطلبان این رشته باشد.
منبع : باحال مگ
دسته بندی :















