hambergermenu

سوالات متن درس پنجم فلسفه دوازدهم انسانی ❤️ [ گام به گام درس ۵ + جواب ]

سوالات متن درس پنجم فلسفه دوازدهم انسانی

جواب سوالات متن درس پنجم فلسفه دوازدهم انسانی را در ادامه برای شما عزیزان قرار دادیم.

 

دقیق و درست ترین جواب ها را در ادامه می توانید ببینید.

 

گام به گام سوالات متن درس پنجم فلسفه دوازدهم انسانی  در ادامه مطلب وجود دارد.

 

با بخش آموزش از مجله اینترنتی باحال مگ همراه باشید.

 

سوالات متن درس پنجم فلسفه دوازدهم انسانی

 

پاسخ سوالات متن درس پنجم فلسفه دوازدهم انسانی

بهترین جواب ها برای سوالات متن درس پنجم فلسفه دوازدهم انسانی :

 

۱) جامعه‌ی یونان که فیلسوفان بزرگ از جمله سقراط و افلاطون و ارسطو در آن زندگی می کردند از نظر اعتقادات دینی در چه شرایط و وضعیتی قرار داشت؟

پاسخ: مردم به خدایان متعدد اعتقاد داشتند و هر کدام را مبدأ و منشأ یک حقیقت در جهان می دانستند. اعتقاد به این خدایان که تعدادشان به دهها مورد می‌رسید چنان محکم و ریشه دار بود که انکار آنها ، طرد از جامعه یونان و گاه از دست دادن جان را به دنبال داشت حاکمان و بزرگان جامعه یونان اجازه نمی دادند که کسی با اندیشه شرک آلودشان مخالفت و به خدایان توهین کند.

 

۲) برخی از خدایان یونان باستان را نام ببرید.

پاسخ: زئوس (خدای آسمان و باران) آپولون (خدای خورشید و هنر) آرتمیس (خدای عفت و خویشتن داری)

 

۳) اتهام اصلی سقراط در دادگاه که منجر به اعدام او شد چه بود؟

پاسخ: او خدایانی را که همه به آنها معتقدند انکار می‌کند و از خدایی جدید سخن می گوید.

 

۴) عقیده‌ی افلاطون در مورد خدا چیست؟

پاسخ: خدا نزد افلاطون یک خدای معین با ویژگیهای روشن است و کار او هدفدار است.

 

۵) از نظر افلاطون چرا چند خدایی شکل دیگر از کفر و بی خدایی است؟

پاسخ: زیرا در چند خدایی خلقت آگاهانه معنا ندارد چند خدایی یا همان شرک نمی‌تواند نظم حکیمانه جهان را تببین کند چون چند خدایی ها عقیده داشتند که میان خدایان اختلاف و جنگ رخ می دهد و هر کدام می خواهد بر دیگران چیره شود لذا این اعتقاد تفاوت چندانی با بی خدایی ندارد.

 

۶) افلاطون خداوند را چگونه توصیف می کند؟ (خدا نزد افلاطون دارای چه صفاتی است؟)

پاسخ: در سوی دیگر نوعی از هستی وجود دارد که پیوسته ثابت است، نه می‌زاید و نه از میان می رود و نه چیز دیگری را به خود راه می‌دهد و نه خود در چیزی دیگر فرو می‌شود، او نه دیدنی است و نه از طریق حواس دریافتنی است. فقط با تفکر و تعقل می‌توان به او دست یافت و از او بهره مند شد.

 

۷) افلاطون گاهی از خداوند با دو عنوان یاد می کند آن دو عنوان کدامند و منظور چیست؟

پاسخ: الف) مثال خیر: همه چیز در پرتو خداوند دارای حقیقت می‌شوند و همان طور که روشنایی شبیه خورشید است اما خود خورشید نیست حقایق نیز شبیه به مثال خیر هستند نه خود آن
ب) خالق و آفریننده: عالم یگانه سخنی که درباره نظم و گردش آفتاب و ماه و ستارگان می توان گفت این است که کل جهان زیر فرمان عقل قرار دارد (بیان اولیه و ساده برهان نظم)

 

۸) ارسطو برای اثبات وجود خدا از چند برهان و استدلال استفاده می کند؟ هر یک را توضیح دهید.

پاسخ: الف) برهان خوبترین و بهترین موجود در میان موجودات برخی خوبتر و بهتر از برخی دیگرند، هر جا که یک خوبتر و بهتر هست خوبترین و بهترین نیز هست پس حقیقتی هم که خوبترین و بهترین است وجود دارد که از همه برتر است و این همان واقعیت الهی است.

ب) برهان نظم نمی شود که یک نظم و انتظام بر جهان حاکم باشد بدون اینکه موجودی جاویدان و برتر از ماده در کار نباشد.

ج) برهان حرکت وجود حرکت در عالم نیازمند یک محرک است که خود آن محرک حرکت نداشته باشد زیرا اگر آن نیز حرکت داشته باشد نیازمند یک محرک دیگر است و آن محرک دوم نیز نیازمند محرک سوم است و سلسله محرکها تا بی نهایت جلو خواهد رفت و چنین تسلسلی عقلا محال است. (پس محرک اصلی و اول همان خداوند است که نیاز به هیچ محرکی ندارد و ثابت است.)

 

۹) در دوره جدید اروپا کدام جریانها و مکاتب فلسفی شکل گرفتند؟ برای هر گروه فیلسوفانی مثال بزنید.

پاسخ: جریان عقل گرایان مانند کانت و دکارت / جریان حسی گرایان و تجربه گرایان مانند هیوم

 

۱۰) استدلال دکارت برای اثبات وجود خدا را بیان کنید.

پاسخ: الف) من از حقیقتی نامتناهی و علیم و قدیر که من و همه چیز را آفریده تصوری دارم.
ب) این تصور نمی‌تواند از خودم باشد زیرا من موجودی متناهی هستم.
ج) پس وجودی نامتناهی یعنی خداوند این ادراک و تصور را به من داده است.

 

۱۱) به نظر هیوم کدام دلایل برای اثبات وجود خدا مردودند ؟ چرا؟

پاسخ: دلایلی که صرفاً متکی بر عقل باشند. زیرا عقل اساساً ادراک مستقل از حس و تجربه ندارد.

 

۱۲) از نظر هیوم مهم ترین برهان فیلسوفان الهی برای اثبات وجود خدا کدام است؟ دلیل ناتوانی این برهان برای اثبات یک وجود ازلی و ابدی نامتناهی چیست؟

پاسخ: برهان نظم. زیرا این برهان فقط میتواند ثابت کند که یک ناظم و مدبر این جهان را اداره می کند اما ثابت نمی کند که این ناظم خالق، همان خداوندی است که نیازمند به علت نیست و واجب الوجود است.

 

۱۳) استدلال کانت برای اثبات وجود خدا را به طور خلاصه بیان کنید.

پاسخ: او می گوید انسان دارای اصول اخلاقی و مسئولیت پذیری است و رعایت اخلاق تنها با اختیار و اراده انسان ممکن است. اختیار و اراده نمی‌تواند ویژگی بدن مادی باشد بلکه باید ویژگی نفسی غیر مادی و جاودان باشد که روح نام دارد. این روح و نفس مجرد چون موجودی جاودانه و غیر مادی است برای سعادت دائمی خود به جهانی فراتر از دنیای مادی نیاز دارد و چنین جهانی نیز مشروط به وجود خدایی جاودان و نامتناهی است که رفتار او را زیر نظر دارد بنابراین قبول خداوند پشتوانه رعایت اصول اخلاقی است.

 

۱۴) رشد تفکر حسی و حس گرایی و ظهور فیلسوفانی که انسان و جهان را مادی می دانستند چه تاثیراتی در جامعه اروپایی به جای گذاشت؟

پاسخ: پایه های اعتقاد به خدا را در جامعه اروپایی سست کرد و زندگی مردم را تحت تاثیر قرار داد بدین صورت که معنا و مقصود زندگی در میان بخشی از جامعه اهداف مادی محدود شد و زندگی بسیاری از مردم فاقد معنا و ارزشهای متعالی گردید و بحران معنا داری زندگی پدید آمد.

 

۱۵) فیلسوف اروپایی را که از تجرب ههای درونی و عشق و عرفان برای اثبات وجود خدا استفاده کرده اند نام ببرید.

پاسخ: ویلیام جیمز / برگسون / کرکگور

 

۱۶) ایمان را از نظر کرکگور تعریف کنید.

پاسخ: ایمان هدیه ای الهی است که خداوند به انسان عطا کند، خدا می انسان مومن را بر می‌گزیند و به او ایمان هدیه می‌کند و اگر کسی شایسته این بخشش (ایمان) نشود زندگی تاریکی را سپری خواهد کرد.

 

۱۷) بحران معنا داری زندگی در قرن بیست و یکم چه تغییری در نگرش فیلسوفان به وجود آورد؟

پاسخ: فیلسوفانی ظهور کردند که در عین اعتقاد راسخ به خدا می کوشیدند به جای ذکر دلایل اثبات وجود او به رابطه میان اعتقاد به خدا و معنا داری زندگی توجه کنند و نشان دهند که زندگی بدون اعتقاد به خدایی که مبدا خیر و زیبایی و ناظر بر انسان باشد دچار خلاً معنایی و پوچی آزار دهنده ای خواهد شد.

 

۱۸) زندگی معنا دار را تعریف کنید.

پاسخ: زندگی است که دارای غایت و هدف و سرشار از ارزش های اخلاقی است و انسان را نسبت به آینده اش مطمئن می‌کند و آرامشی برتر به او می دهد.

 

۱۹) از دیدگاه کاتینگهام قبول خداوند چه تاثیری بر نگرش و زندگی انسان خواهد داشت؟

پاسخ: زندگی انسان را با ارزش و با اهمیت می‌سازد و این امید را به ما می دهد به جای اینکه احساس کنیم در جهان بیگانه ای افتاده ایم که هیچ چیز در نهایت اهمیت ندارد می‌توانیم مأمن و پناهگاهی به نام خدا بیابیم.

 

۲۰) کدام عبارت صحیح و کدام یک غلط است؟

۱- دکارت می گوید تصور من از حقیقتی نامتناهی و علیم و قدیر نمی‌تواند از خودم باشد زیرا من موجودی متناهی هستم.
۲- از نظر کانت اختیار و اراده نمی‌تواند ویژگی بدن مادی باشد.
۳- به نظر ،تیلور افلاطون ابداع کننده ی خداشناسی فلسفی است.
۴- ارسطو می‌گوید بدون موجودی جاودان و برتر از ماده وجود نظم و انتظام در جهان محال است.

پاسخ: ۱- صحیح ۲- صحیح ۳- صحیح ۴- صحیح

 

۲۱) هر یک از عبارت های زیر عقیده کدام فیلسوف است؟

۱- از سویی دیگر نوعی از هستی است که نه می‌زاید و نه از میان می رود.
۲- ایمان هدیه ای الهی است که خداوند به انسان عطا می کند.
۳- دلایل اثبات وجود خداوند که صرفاً متکی بر عقل باشند مردودند.
۴- دلیل وجود خداوند عمدتاً در تجربه‌های شخصی درونی ما نهفته است.
۵- پذیرش خداوند زندگی ما را با اهمیت و با ارزش و معنا دار می سازد.
۶- اختیار و اراده نمی تواند از ویژگیهای بدن مادی باشد.

پاسخ: ۱- افلاطون
۲- کرکگور
۳- هیوم
۴- ویلیام جیمز
۵- کاتینگهام
۶- کانت

 

۲۲) عقاید و استدلال های فیلسوفان زیر در مورد خدا را به طور خلاصه بیان کنید.

پاسخ: افلاطون: یک خدا با ویژگیهای روشن وجود دارد خداوند مثال خیر و خالق عالم است.
ارسطو: خداوند خوبترین و بهترین موجود است محرک اولیه و اصلی است و ناظم این جهان است که موجودی جاودان و برتر از ماده است.
دکارت: خداوند حقیقتی نامتناهی و علیم و قدیر است که قدرت تصور و ادراک را به ما داده است.
هیوم: دلایل فیلسوفان برای اثبات خدا را رد می‌کند و معتقد است یا خدایی وجود ندارد یا نمی توان اثبات کرد.
کانت: او وجود خدا را از طریق اخلاق و وظایف اخلاقی اثبات کرد.
ویلیام جیمز: دلایل وجود خداوند عمدتاً در تجربه‌های شخصی درونی ما نهفته است.
کرکگور: ایمان هدیه ای الهی است که خدا به انسان مومن عطا می‌کند و بدون ایمان زندگی تاریک است.
کاتینگهام: قبول خداوند زندگی ما را با ارزش و با اهمیت می سازد و خداوند مامن و پناهگاه انسان است.

 

 

 

اهمیت درس فلسفه

موضوع علم فلسفه علیا (متافیزیک یا الهیات) در اصل (وجود) صرف و عوارض و حالات مختلف آن است و به جهان از منظر وجودی واحد و پیوسته می نگرد.

 

فلسفه علیا از این جهت که عام ترین و کامل ترین موضوع را دارد از علوم دیگر جامع تر است و به دلیل بهره گیری از روش استدلال و برهان از علوم دیگر یقینی تر می باشد.

 

در علم فلسفه به پرسش‌های کلی مربوط به عقل، مبدا پیدایش دنیا ، نظام خلقت ، ماهیت ها ، وجودیت، دانش، ارزش‌ها، ذهن و زبان پاسخ داده می شود.

 

چنین سوالاتی اغلب به عنوان مشکلاتی مطرح می‌شوند که باید مورد مطالعه قرار گیرند یا حل شوند.

 

هرچند قبل از سقراط متفکرانی دیگر وجود داشته اند اما کلمه فلسفه اولین بار توسط سقراط مورد استفاده قرار گرفت. در زمان او عده ای که خود را سوفیست (به معنای دانشمند) می نامیدند ادراک انسان را ملاک حقیقت و واقعیت می دانستند و مغالطه به کار می بردند.

 

سقراط برای احتراز از همردیف شدن با سوفیست ها نام (فیلوسوفیا) را که به معنای آن اشاره شد ، برای خود برگزید که بعد ها کم کم فلسفه به معنای علم به کار رفت و سفسطه ( مصدر به معنای سوفیست گری) بر مغالطه کاری اطلاق گردید.

 

 

شش روش مطالعه

خواندن بدون نوشتن خط کشیدن زیرنکات مهم حاشیه نویسی خلاصه نویسی کلید برداری خلاقیت و طرح شبکه ای مغز

1-خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآیندی فعال و پویا است وبرای نیل به این هدف باید از تمام حواس خود برای درک صحیح مطالب استفاده کرد. باید با چشمان خود مطالب را خواند، باید در زمان مورد نیاز مطالب را بلند بلند ادا کرد و نکات مهم را یادداشت کرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگیر شده و حضوری فعال و همه جانبه در یادگیری داشت و هم در هنگام مورد نیاز ، خصوصا” قبل از امتحان ، بتوان از روی نوشته ها مرور کرد و خیلی سریع مطالب مهم را مجددا” به خاطر سپرد .

 

2- خط کشیدن زیر نکات مهم :این روش شاید نسبت به روش قبلی بهتر است ولی روش کاملی برای مطالعه نیست چرا که در این روش بعضی از افراد بجای آنکه تمرکز و توجه بروی یادگیری و درک مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط کشیدن زیر نکات مهم می گردد .حداقل روش صحیح خط کشیدن زیر نکات مهم به این صورت است که ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را کاملا” درک کنند و سپس زیر نکات مهم خط بکشند نه آنکه در کتاب بدنبال نکات مهم بگردند تا زیر آن را خط بکشند .

 

3- حاشیه نویسی :این روش نسبت بدو روش قبلی بهتر است ولی بازهم روشی کامل برای درک عمیق مطالب و خواندن کتب درسی نیست ولی می تواند برای یادگیری مطالبی که از اهمیتی چندان برخوردار نیستند مورد استفاده قرار گیرد.

 

4- خلاصه نویسی : در این روش شما مطالب را میخوانید و آنچه را که درک کرده اید بصورت خلاصه بروی دفتری یادداشت می کنید که این روش برای مطالعه مناسب است و از روشهای قبلی بهتر می باشد چرا که در این روش ابتدا مطالب را درک کرده سپس آنها را یادداشت می کنید اما بازهم بهترین روش برای خواندن نیست .

 

5- کلید برداری :کلید برداری روشی بسیار مناسب برای خواندن و نوشتن نکات مهم است . در این روش شما بعد از درک مطالب ، بصورت کلیدی نکات مهم را یادداشت می کنید و در واقع کلمه کلیدی کوتاهترین، راحتترین ،بهترین وپرمعنی ترین کلمه ای است که با دیدن آن، مفهوم جمله تداعی شده و به خاطر آورده می شود .

 

6- خلاقیت و طرح شبکه ای مغز: این روش بهترین شیوه برای یادگیری خصوصا” فراگیری مطالب درسی است .در این روش شما مطالب را میخوانید بعد از درک حقیقی آنها نکات مهم را به زبان خودتان و بصورت کلیدی یادداشت می کنید و سپس کلمات کلیدی را بروی طرح شبکه ای مغز می نویسد ( در واقع نوشته های خود را به بهترین شکل ممکن سازماندهی می کنید و نکات اصلی و فرعی را مشخص می کنید)تا در دفعات بعد به جای دوباره خوانی کتاب ، فقط به طرح شبکه ای مراجعه کرده وبا دیدن کلمات کلیدی نوشته شده بروی طرح شبکه ای مغز ، آنها را خیلی سریع مرور کنید . این روش درصد موفقیت تحصیلی شما را تا حدود بسیار زیادی افزایش میدهد و درس خواندن را بسیار آسان می کند. و بازده مطالعه را افزایش میدهد.

 

رشته انسانی برای چه افرادی مناسب است؟

نکته اول این است که رشته انسانی زمینه‌های شغلی گسترده‌ای دارد و ممکن است ما این رشته را فقط با حقوق یا قضاوت یا شغل معلمی بشناسیم اما اصلا به این صورت نیست و در رشته انسانی تعداد زیادی از رشته‌های دیگر هم وجود دارد؛

 

اما اگر فردی هستید که از به عملیات‌های محاسباتی که در رشته ریاضی فیزیک است علاقه ندارید و یا با رشته‌های پزشکی و پیراپزشکی هم نمی‌توانید ارتباط برقرار کنید، می‌توان گفت که رشته انسانی ممکن است همان رشته‌ای باشد که به‌دنبال آن هستید. حتی در مقطع دبیرستان هم رشته‌های انسانی، تعدادی از دروس دردسر ساز برای دانش‌آموزان مانند فیزیک و شیمی را ندارد و از این حیث افرادی که به این دروس علاقه ندارند خیالشان راحت است. اما از طرف دیگر دروس تخصصی این رشته هم به چشم می‌خورد که باید با آنها دست و پنجه نرم کنید؛ اما در کل نگران نباشید با اندکی تمرین و تلاش به سادگی می‌توانید با دروس این رشته ارتباط برقرار کنید.

 

نکته بعدی هم شانس قبولی در رشته انسانی است که نسبت به رشته تجربی بالاتر است. با توجه به اینکه در حال حاضر تعداد شرکت کنندگان کنکور در رشته انسانی حدود یک سوم رشته تجربی است، شانس قبولی در انسانی بالاتر از رشته تجربی است و همین می‌تواند یک نکته مثبت برای داوطلبان این رشته باشد.

 

منبع : باحال مگ

دسته بندی :

هم اکنون دیگران می خوانند

مطالب مشابه

سینا منصوری

فعال در حوزه سئو و علاقمند به مجله اینترنتی

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *