hambergermenu

چرا دنبال کردن علاقه برای موفق شدن کافی نیست

 

چرا دنبال کردن علاقه برای موفق شدن کافی نیست

 

آیا می‌ دانستید که ونسان ون گوگ، در طول زندگی‌ اش هرگز موفق نشد؟ علیرغم اشتیاق فراوان به نقاشی و تولید بیش از 900 تابلو در 10 سال، او تنها یک تابلو را در طول عمر خود به قیمت 400 فرانک فروخت، آن هم 7 ماه قبل از مرگش در سال 1890!

 

100 سال بعد، تابلوی معروف او یعنی پرتره دکتر گچت به قیمت 148.6 میلیون دلار فروخته شد! بنابراین، آیا برای موفقیت کافی است که علاقه خود را دنبال کنید؟

 

اگر حس می کنید به موفقیتی که می خواهید دست نمی یابید، آیا فکر نمی کنید که نظرتان در مورد «علاقه و اشتیاق» باید تغییر کند؟ آیا صبح روز شنبه، وقتی از خواب بیدار می شوید، فال حافظ استخاره امروزخود را می خوانید اما 100% حس مثبتی ندارید؟

 

بیایید بررسی کنیم که برای اطمینان از موفقیت خود در هر کاری که می خواهید و در هر زمینه ای از زندگی خود، چه کاری می توانید انجام دهید.

 

آیا فقط دنبال کردن علاقه کافیست؟

ون گوگ می گوید: «آتش بزرگی در درون من می سوزد، اما هیچ کس برای گرم کردن خود کنار آن توقف نمی کند و رهگذران فقط ذره ای دود آن را می بینند.»

 

من صاحبان کسب و کار زیادی را دیده ام که از این که چرا اشتیاق شان سود برابری ندارد، نا امیدند؛ یا روسایی که نمی توانند درک کنند چرا کارکنان شان اشتیاقی به کار ندارند.

 

افراد زیادی هستند که بهترین تلاش شان را انجام می دهند و علاقه شان را دنبال می کنند، اما از اینکه موفقیتی کسب نمی کنند، متحیرند.

 

اجازه ندهید نیروهای خارجی زندگی شما را دیکته کنند.

زندگی گذر زمان است. اگر می خواهید کنترل زندگی خود را به دست بگیرید، باید کنترل زمان خود را به دست بگیرید.

 

تمرکز و انرژی خود را افزایش دهید و از تعلل برای بهینه سازی زمان خود دست بردارید.

 

یک تصور غلط از علاقه و اشتیاق!

اگر تا به حال کتاب راز یا کتاب هایی را خوانده باشید که می گویند به هرچه فکر کنید، به دستش می آورید، برایتان آزاردهنده خواهد بود که چیزی که به آن خیلی علاقه دارید، به طور معجزه آسایی در زندگی تان ظاهر نشود!

 

خیلی خوب است که رویایی را در ذهن خود داشته باشید، اما پس از آن باید نشانه ها را دریابید و بر اساس آن ها اقدام کنید. توجه به آنچه در اطراف شماست، می تواند یک راه حل برای بهبود نتایج شما باشد.

 

اشتیاق همراه با هدف!

اگر به مقصد رویایی خود نرسیده اید، ببینید حواس تان به چه چیزی نیست؟

 

علاقه نیاز به تمرکز و برنامه ریزی دارد. باید مطمئن شوید که برنامه ای دارید که همه چیز را پوشش می دهد.

 

وقتی می خواهید روی هدفی کار کنید، مطمئن شوید که هدف شما دارای عناصر زیر است:

 

  • تمرکز واضح و لیزری بر روی احساسی که هنگام دستیابی به آن هدف خواهید داشت.

 

  • هدف شما چه کاری برای شما انجام خواهد داد؟

 

  • چگونه زندگی شما را تغییر خواهد داد؟

 

  • چه اقداماتی می توانید انجام دهید؟ (قرار نیست همه این ها را انجام دهید، اما باید حداقل 50 ایده ایجاد کنید. هر چه بیشتر فکر کنید، ایده های بهتری خواهید داشت.)

 

  • چه کسی شما را در مسیر و متمرکز نگه می دارد؟

 

  • چه اقداماتی انجام خواهید داد؟ (این مورد را به 3 تا 5 اقدام اولیه ای که باید انجام دهید محدود کنید. کارهای آسان را انجام ندهید، بلکه کارهای ضروری را انجام دهید، و تا زمانی که این موارد اولیه انجام نشد، چیزهای بیشتری اضافه نکنید.)

 

  • چه زمانی به این امر دست خواهید یافت؟ (ایده خوبی است که آن اقدامات را برنامه ریزی کنید و بر اساس یک برنامه کوتاه مدت 4 تا 6 هفته ای کار کنید.)

 

  • با استفاده از این استراتژی، عناصر 1 تا 3 را مرتبا مرور کنید و اطمینان حاصل کنید که هر 4 تا 6 هفته یکبار اقدامات جدیدی را اضافه می‌ کنید، و زمانی را برای تامل و درک اینکه چه چیزی کارساز است و چه چیزی نیست، در نظر بگیرید.)

 

این استراتژی، درک اشتباه شما از علاقه و اشتیاق را تصحیح می کند و به آن ساختار می دهد تا اطمینان حاصل شود که به آنچه می خواهید، می رسید.

 

چه زمانی باید علاقه خود را نادیده گرفت، و چه زمانی باید از علاقه خود پیروی کرد؟

شما ممکن است عاشق شغل، تجارت، بدن، خانه، شریک زندگی، دوستان یا جاه طلبی های خود باشید، اما این بدان معنا نیست که همه جنبه های آن را دوست خواهید داشت.

 

گاهی اوقات، بهتر است کورکورانه از علاقه خود پیروی نکنید. اشتیاق و علاقه، صرفا شما را به جایی که می خواهید، نمی رساند.

 

باور نمی کنید؟ از خودتان بپرسید: «من دوست دارم نزد یک پزشک با علاقه بروم، یا یک پزشک با مهارت؟

 

وقتی پست‌ هایی را در رسانه‌ های اجتماعی می‌ بینم که به مردم می‌ گوید به دنبال علاقه شان بروند و به پشت سر نگاه نکنند، دلم می‌ لرزد!

 

بسیاری از گفته ها به یک رویکرد خطرناک جدید برای موفقیت شخصی و حرفه ای تبدیل شده اند. یک مثال عالی سخنرانی عمومی است. من ترس بسیاری از افراد از سخنرانی در جمع را برطرف کرده ام تا آن ها را به افرادی اجتماعی تبدیل کنم، اما یک طرز فکر جدید کافی نیست.

 

به عنوان مثال، اگر بدون مهارت روی صحنه بروید، طرز فکر عالی شما لزوما نتایجی را که می خواهید ارائه نمی دهد. این امر می تواند فعالانه به فرد آسیب برساند!

 

تعلل، نشانه ای مهم!

خود را به چالش بکشید و زیر سوال ببرید که آیا علاقه و اشتیاق تان، شما را از سرمایه گذاری بر روی مهارت ها یا عادت های جدید باز می دارد؟

 

به عنوان مثال، یک فرد ممکن است عاشق نویسندگی و مربیگری باشد، اما هرگز از نوشتن گزارش های مربیگری لذت نبرد! کافیست به زندگی خود نگاه کنید و ببینید کجاها تعلل می کنید.

 

آن وقت متوجه می شوید که در چه مواردی باید علاقه و اشتیاق خود را نادیده بگیرید. شما همیشه مجبور نیستید از علاقه خود پیروی کنید.

 

خود را زیر سوال ببرید!

وقتی لپ‌ تاپ‌ تان خراب می‌ شود، اشتیاق به شما کمکی نمی‌ کند، بلکه داشتن یک تعریف روشن از تصویر بزرگ تر این کار را انجام می‌ دهد. اگر می خواهید بفهمید این تصویر بزرگ تر چه شکلی است، این سوالات را از خود بپرسید:

 

  • موفقیت از نظر شما چگونه خواهد بود؟

 

  • چگونه متوجه خواهید شد که موفق هستید؟

 

  • چگونه موفقیت را جشن می گیرید؟

 

  • علاقه و اشتیاق شما چه چیزی را به جاه طلبی های شما اضافه می کند؟

 

  • علایق شما در رسیدن به اهداف تان چه عواملی را در معرض خطر قرار می دهد؟

 

  • چه چیزی می تواند تضمین کند که غرق شدن در اشتیاق تان مانعی برای موفقیت شما نیست؟

 

برخی از ما به سوی نتایج کشیده می شویم و برخی دیگر از شکست ها و محدودیت های زندگی فعلی خود فرار می کنیم. هر چه بیشتر بتوانید بفهمید که چه کسی هستید و چگونه فکر می کنید، بیشتر از اشتیاق خود فراتر می روید.

 

این امر ضروری است زیرا:

 

  1. 1. شما را از منحرف شدن به سمت چیزی که شور و شوق را بر می انگیزد اما نتیجه ای به همراه ندارد، باز می دارد.

 

  1. 2. به شما کمک می کند تا نسبت به کارهایی که در گذشته از انجام دادن شان متنفر بوده اید، اشتیاق ایجاد کنید.

 

اینکه دائما کار کنید و کار کنید و به نتیجه ای که می خواهید نرسید، افسرده کننده و بی انگیزه کننده و بدتر از آن، تضعیف کننده روحیه است.

 

همانطور که می توان از علاقه و اشتیاق برای ایجاد انگیزه استفاده کرد، فقدان نتایج حاصل از اشتیاق می تواند به طرز جدی به ذهنیت شما آسیب برساند و یک طرز فکر آسیب دیده می تواند منجر به قضاوت ضعیف، تصمیم گیری های ضعیف و نتایج ضعیف شود.

 

سوالات فوق، شما را به حرکت در می آورند. پاسخ آن ها را یادداشت کنید و آن ها را در زندگی روزمره خود عملی کنید. شما باید هر روز به یاد داشته باشید که چه چیزی باعث این اشتیاق می شود.

 

با درک دیدگاه منحصر به فرد خود در مورد ایده موفقیت، می توانید به راه خود ادامه دهید و بدانید که چه زمانی علاقه و اشتیاق، به جای تقویت کردن به موفقیت شما آسیب می زند.

 

اشتباه نگیرید!

اگر به چیزی علاقمند هستید اما به نتیجه دست نمی یابید، آیا واقعا برای آن تلاش می کنید؟ بسیاری از افراد، احمق پر مشغله هستند! در واقع برای اجتناب از کار واقعی، خود را مشغول به کاری می کنند تا پر مشغله به نظر برسند!

 

این همان فقدان اشتیاق است. مواقعی وجود دارد که نباید از علایق خود پیروی کنید. در عوض، باید برای کارهایی که نمی‌ خواهید انجام دهید، اشتیاق پیدا کنید.

 

در هر شغلی، عناصری وجود دارد که از آن ها لذت نخواهید برد. اغلب متوجه خواهید شد که طرز فکر مرتبط با علاقه اشتباه است.

 

اشتیاق و علاقه می‌ تواند باعث شود که ذهنیت ثابتی داشته باشید و از انجام کارهای ضروری اما کمتر دلخواه، اجتناب کنید.

 

تحقیقات نشان داده است که شعارهای محبوبی نظیر  «اشتیاق خود را دنبال کنید» یا «به دنبال علاقه خود بروید» باعث می شود مردم فکر کنند که دنبال کردن علاقه آسان خواهد بود.

 

پس از آن، به احتمال زیاد وقتی با چالش ها یا موانعی روبرو می شوند، تسلیم می شوند.

 

کلام آخر

در نهایت، اشتیاق محرک موفقیت است، اما تنها در صورتی که تاثیر آن را بر نتایج خود مدیریت کنید. شما باید بدانید که چه زمانی باید و چه زمانی نباید از علایق خود پیروی کنید.

 

دسته بندی :

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *